تبليغاتX
باران پاییزی

باران پاییزی

جریان زندگی

خواستم در مورد دورکاری در ادارت دولتی چیزی بنویسم دیدم اینجا حق مطلب ادا شده:))
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 18:45  توسط باران   | 

بیچاره احمدی نژاد هی تاکید می‌کند که مردم باید بچه بیشتری بیاورند و می‌گوید دلایل علمی هم دارد، دلایل شرعی هم که جای خودش و از علما هم تعجب می‌کند ولی هیچ کس او را درک نمی‌کند و دعوتش اجابت نمی‌شود ولی در تلویزیون ایران چیزی دیدم که به من ثابت شد این حرف درست است. این روزها برادران لاریجانی کل اخبار مملکت را به خود اختصاص دادند. دو تاشان که همیشه هستند، رئیس قوه قضاییه و مقننه. دو تای دیگر دبیر کمیته حقوق بشر ایران و نیز چهره ماندگار پزشکی. من نمی‌دانم که آیا این‌ها برادر و خواهر دیگری هم دارند که هنوز رسانه‌ای نشده‌اند ولی فکر می‌کنم تازه همین چهار تا که باشند برای افتخار یک خانواده کافی هستند!

حالا شما فکر کنید اگر خاندان لاریجانی فقط یک فرزند داشت، سه پُست و افتخار دیگر را چگونه می‌گرفت. پس اگر دلتان می‌خواهد روزی در این مملکت جایگاه داشته باشید از همین امروز به فکر باشید تا حکایت آن مردی نشود که هی می‌رفت به امامزاده دخیل می‌بست تا برنده یکی از جوایز بانک‌ها شود و نمی‌شد. بالاخره امامزاده به خوابش می‌آید که مرد حسابی اول برو حساب باز کن تا من کمکت کنم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 19:16  توسط باران   | 

تو آرام خوابیده‌ای و بیداران بر سر و سینه خود می‌کوبند و از تو به خاطر محبت‌هایی که می‌توانستند بکنند و نکردند، طلب بخشش می‌کنند. از تو به خاطر رنج‌هایی  که می‌توانستند وارد نکنند و می‌کردند، رضایت می‌طلبند. اما تو مثل همیشه بزرگ و بی‌منت همه را می‌بخشی. من می‌دانم که می‌بخشی، چون شیوه زندگیت بود. هرگز به کسی سخت نمی‌گرفتی، برای طلب مهر کسی برایش شرط و شروط نمی‌گذاشتی. انسان بودی به مفهوم واقعی کلمه. نه ادعایی و نه سر و صدایی که گوش عالم را پُر کند.

برای همه آرامش‌هایی که در زندگی تقدیم اطرافیانت کردی، برایت طلب آرامش ابدی دارم.

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 19:42  توسط باران   | 

امروز توی تاکسی اخبار داشت می‌گفت به دلیل فشار روانی که به غسال‌ها می‌آید در خراسان رضوی به زودی مرده‌شویی به صورت مکانیزه انجام می‌شود و این طرح با همکاری دانشگاه مشهد و پس از تایید عُلما در غسال‌خانه اجرایی خواهد شد. این کار یک نمونه موفق از همکاری دانشگاه، حوزه و بخش خدمات است و می‌تواند الگو شود، مگه نه؟

اولن که اون چند تا مرده‌شوی بیچاره که از این راه نان می‌خوردند بیکار می‌شوند. دومن در جایی که فشار روانی ناشی از انواع و اقسام بدکارکردی و ناکارآمدی‌های سیستم‌های دولتی و خصوصی آدم‌ها را تبدیل به جرقه آماده انفجار کرده که هر روز در خیابان شاهد فحش‌کاری و عربده‌کشی راننده‌ها و عابرها برای هم هستیم، در فکر فشار مرده‌شورها بودن خودش نوبر است.

حالا اگر در همین راستا! چند جا با هم همکاری کنند و مانند مرده‌شویی مکانیزه فشار را از روی مردم بردارند خیلی خوب می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 23:59  توسط باران   | 

«تو زندگیم فقط یه آرزوی کوچولو دارم و اون اینه که یه بار چشامو وا کنم ببینم زندونی‌های سیاسی آلمان و قاضی‌یای اونا جاهاشون با هم عوض شده»

از کتاب بعضی‌ها هیچ وقت نمی‌فهمند اثر کورت توخولسکی

 

فایل صوتی بخش اول کتاب

فایل صوتی بخش دوم کتاب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 18:38  توسط باران   | 

کی می‌تونه یعنی حوصله داره برای سهیم کردن دیگران در مزه خوب شیرینی که خورده، از یک مسافت دور یه جعبه شیرینی را با همه سختی‌ها حمل کنه

فقط یه مادر.

من که اگه بودم از مزه‌ش تعریف می‌کردم و می‌گفتم اگه رفتید اونجا حتماً بخورید.

همیشه هستی حتی موقعی که دیگر در این دنیا نیستی. دوستت دارم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 16:16  توسط باران   |