تبليغاتX
باران پاییزی - دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

باران پاییزی

جریان زندگی

بالاخره بعد از آن همه تب و تاب نتیجه انتخابات اعلام شد، پیروزی احمدی نژاد با رای بالا. صبح که رفتم بیرون همه جا مردم مثل کسانی که دچار ماتم شده‌اند با حال پریشان راه می‌رفتند و انگار از همین حالا خوف دیکتاتوری با شدتی بیشتر حاکم شده است. تا دیروز همه خیلی راحت با هم بحث می‌کردند ولی حالا در چشم هم نگاه می‌کنند تا ببینند یکی از رای دهندگان به موسوی بودی یا احمدی نژاد. یعنی از اعتماد قبل از این روز دیگر خبری نیست، و فضای تردید کشنده دوباره به میان مردم برگشت. جلوی روزنامه فروشی خانمی با خشم گفت این اعلام رای یک دروغ بزرگ است و بعد فحش جانانه‌ای را نثار منتخب مردم! کرد. جالب است که گروه پیروز هم که بسیار هوچی‌گر است در تبریک گفتن به هم حالت محکم قبل را ندارند و با تردید با هم روبرو می‌شوند. به هر حال من از دو جنبه به این آرا نگاه می‌کنم. یکی، این رای واقعی است و مردم بودند که احمدی نژاد را انتخاب کردند، در این صورت باید گفت که دروغ، تقلب، خرافات عوام فریبی و ... در میان مردم طرفداران زیادی دارد و مورد تایید و تحسین اکثریت قرار می‌گیرد. در این صورت نباید متاسف باشیم چون؛ اکثریت سرنوشت را در دست می‌گیرند و اقلیت هم راه‌هایی مانند مهاجرت، حاشیه نشینی و ... را برمی‌گزینند و آن چه که باید برایش فکری کرد یعنی اگر امکانش باشد تغییر نگرش مردم است. دوم، اعلام غیر واقعی آرا به نفع احمدی نژاد که بیانگر تقلب و کلاه گذاری و قانون شکنی آشکار، سازمان یافته و نهادینه شده در سیستم دولت است که نه تنها باید متاسف بود بلکه باید ترسید از آسیب‌هایی که چنین سیستمی به هر یک از افراد و کل کشور می‌تواند بزند.

جالب این که اکثر افرادی که با آنها صحبت می‌کنی تقلب را محتمل می‌دانند و برای اثبات ادعای خود به شیوه آماری جالبی رو آورده‌اند، هر نفر از کل فامیل و دوستان و آشنایانش رای‌شان را می‌پرسد و بعد که جمع می‌زند می‌گوید خوب چه طور این اکثریت مال احمدی شد. به هر حال امید این است که این موضوع سرآغاز یک جنبش اجتماعی شود تا همان طور که در متن مردم شور تغییر وضع موجود، باعث حرکت‌های زیبایی مانند تشکیل زنجیره انسانی، استفاده از یک نماد مشخص و ... شد، اعتراض‌های بدون خشونت را سازمان دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 10:0  توسط باران   |